
گوگل در گذشته سرویسی راه اندازی کرده بود که با فرستادن اس ام اس به ۴۶۶۴۵۳ و حاوی کلمه ی کلیدی خاص پاسختون رو درباره ی مواردی مثل آب و هوا، نتایج بازی و … برمیگردوند.
این سرویس برای کسانی که توی ایران زندگی میکنن تقریبا امکان پذیر نبود، اما حالا همین سرویس روی گوگل تاک شروع کار کرده.
نحوه ی کار بسیار ساده اس. کافیه ی [email protected] به لیست Google Talk خودتون اضافه کنین و طبق جدول زیر سوالی که دوست دارینو بپرسین
کلمات رنگی، کلیدهای کار هستن و کلماتی که با فونت معمولی هستند موردی هست که براش نتیجه رو میخوایم.
راستی اگر هنوز مشترک مطالب حال-نوشت نشدین به سادگی اینکارو بکنین: http://blog.moghaddas.com/feed/
| نتایج مسابقات: |
score arsenal |
| آب و هوا: |
weather tehran |
| ماشین حساب: |
۱۲۳ * ۴۵ |
| تبدیل ارز: |
۱۲۰ KES to USD |
| معنی لغات به انگلیسی: |
define laptop |
| ترجمه: |
translate earth to French |
| جستجوی وب: |
web حال نوشت |
| Help: |
help translate |
ارسال شده در ITگونه, فناوری
|

شاید دوستانی که سایت دارن براشون مهم باشه که بدونن از نقاط مختلف دنیا و با مرورگرهای مختلف زمان لود شدن سایتشون چقدره.
سایت www.loads.in به سادگی این کار. انجام میده.
ادامهی خواندن→

حتما تا بحال ماجراهای جالبی رو راجع به طرفداری های عجیب Apple خوندین اما این یکی واقعا فرق داره.
شرکت Apple در مورد اجناس برگشتی خیلی دقیق عمل می کنه و خیلی زحمت میکشن تا مشتری ها راضی بمونن و درصورت کئچکترین مشکلی با کالای جدید تعویض میکنن. اما این روند درباره iPad2 خیلی محسوس تر و خاص تر داره انجام میشه.
داستان از این قراره که همسر یکی از مشتریان مخالف استفاده ی او از iPad2 بوده و به این بنده خدا اجازه ی داشتی iPad2 رو نداده. این مشتری نگون-بخت هم مجبور میشه تا کالای خریداری شده رو برگردونه. با توجه به همون پروسه ی علت برگشت که گفتم، ایشون یه برچسب مانند عکس بالا روی iPad2 میچسبونه و پس میده. توی این برچسب نوشته “همسرم مخالف بود”
پس از چندروز از طرف Apple یک iPad2 جدید میفرستن که روش یه کاغذ چسبوندن. حدس بزنین که چی نوشته بودن؟ “Apple said YES”
منبع: http://www.macrumors.com/2011/03/18/ipad-2-wife-says-no-but-apple-says-yes/
به سادگی مشترک مطالب شوید: http://blog.moghaddas.com/feed/
ارسال شده در ITگونه, گاهانه
|

پیشرفت سریع تکنولوژی دهه ی اخیر واقعا چشمگیر بوده. هرچند شاید برای ما چندان تغییری مشهود نبوده.
در گودرنوردی که امروز داشتم ناخودآگاه با عکس بالا مواجه شدم که واقعا برای یک لحظه جذبم کرد. تفاوتها واقعا جای ستایش دارن.
کاهش حجم و وزن، افزایش کارایی و راحتی، کاهش قیمت ولی افزایش کیفیت.
عکس انقدر واضحه که نیازی به توضیح نداره.
واقعا جالبه
ارسال شده در فناوری, گاهانه
|
خُب…
بالاخره سال ۱۳۹۰ از راه رسید و دهه ی ۸۰ با تمام خوبی ها و بدیهاش به اتمام رسید…
پس سال نوی همه تون مبارک باشه
الان اوّل سال نوئی داشتم تو فیسبوک میچرخیدم که دیدم متاسفانه wall یکی از دوستانم مورد حمله قرار گرفته و بدترین چیزائی که فکر کنین روش بود؛ متاسفانه گویا بعداً هم یک نفر رمز عبور ایشون رو به هر نحوی که بوده داشته و شروع به سوءاستفاده کرده.
بارها نسبت به موضوع امنیت و حریم شخصی در فضای سایبر توصیه های فراوان خوندین.
اما بد نیست اگه همین اوّل سال نو یه سری به تنظیمات Privacy پروفایل های مختلفتون بزنین.
و همینطور پسوردهاتون رو عوض کنین. سعی کنین توی رمزها از حروف کوچک و بزرگ، اعداد و کاراکترهای مختلف استفاده کنید. طول رمزتون ترجیحا از ۶ حرف کمتر نباشه.
سعی کنید از هر Application در فیسبوک استفاده نکنید. اغلب اینها اسکریپتهای نفوذی هستن.
باور کنین زمانی ازتون نمیگره. اتفاقات بدی که بعدا ممکنه برای آدم بیافته خیلی سخته، پس بهتره پیشگیری کنیم.
امیدوارم سال خوبی داشته باشین.
ارسال شده در ITگونه, گاهانه
|
امروز آقای علیرضا مجیدی در سایت یک پزشک نوشته ی جالبی منتشر کردن که یکی از دغدغه های منه. با اجازشون اون قسمت متن که برام جالب بود رو اینجا کپی می کنم.
مادامی که آدم شوقی برای بهروز بودن در عرصههای مختلف نداشته باشد، زندگیاش بسیار ساده میگذرد، اما وای به حال کسی که سودای برابری با یک شهروند عادی غربی در سر بپروراند!
بگذارید چیزی برایتان تعریف کنم که برایتان روشن میکند از کی اعتیاد به روز بودن به سرم افتاد!
دو سال از خدمت نظام وظیفه خود را در روستایی دورافتاده در استان مرکزی سپری کردم. روستایی با مردمانی خوب و البته بسیار محروم. به عنوان تنها پزشک یه مرکز بهداشتی-درمانی روستایی کارم چندان ساده نبود. چیزی که بیشتر آزارم میداد تنهایی و دوریام از زندگیای بود که دوستش داشتم، زندگی سرخوشانه دانشجویی که در آن اصلا به خودم سخت نمیگرفتم.
با مستقر شدن در روستا، چیزی که آزارم میداد دوری از خانواده و زندگی شهری و مهمتر از آن اطلاعات بود! بله! من بدون آنکه بدانم معتاد تمامعیار دیتا بودم. سابق بر آن روزی را بدون خرید چند روزنامه یا وبگردی شب نمیکردم، اما ناگهان همه چیز قطع شد. در جایی بودم که حی خط تلفنی در خانه پزشک نداشتم و موبایل خط نمیداد، حتی فروشگاهی هم برای خرید اجناس ضروری نداشت! بگذریم از اینکه بعضی از اوقات آب هم به مدت چند روز قطع میشد!
در همین ایام بود که رفته رفته هراس از فرم افتادن ذهن، در سرم شکل گرفت. میترسیدم بعد از دو سال آدمی بشوم، به کلی بیخبر از تغییر و تحولات روز.
ادامهی خواندن→
ارسال شده در ITگونه, گاهانه
|